محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
46
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
غالب قشون اين متغلبين ، ايلات اتراك بود كه شغل اينها در تابستانها صحرا گردى و باديه نوردى و در زمستانها در دهات اين مملكت بدون زحمت و اداى قيمت ، مشاركت به نتيجهء سعى و عمل بيچاره رعيّت مىنمودند . چون حضرات ملوك الطّوايف اقدام تام به غصب و استيلاى ممالك همديگر داشتند ، از لشكركشى و خرابى مملكت يكديگر آنى دست نكشيده ، امنيّت طرق و معابر را از ميان و آبادى مملكت را از خيال ايرانيان مرفوع ساخته بودند . فقر و فاقه طورى اين مملكت را استيلا نموده بود كه رعاياى بيچاره در عوض دينارى رضايت به دادن اولاد خود داشتند ؛ زيرا اغلب زمان ، مزارع اهالى ، مراتع خيول ، و محصول باغاتشان جيرهء لشكر مىشد و اگر چيزى از تاخت و تاز آنها باقى مىماند ، دو ثلث آن را هم ديوانيان مىبردند . از بىچيزى رعيّت و از عدم امنيت طرق و شوارع ، داد و ستد داخلى و تجارت خارجى ، كسادى گرفتار شده و اصناف و تجار دست در بغل حيران و سرگردان مانده بودند ! اگر چه غالب اهالى آن زمان آذربايجان و گيلان و مازندران ، حتى بعض بلاد عراق و خراسان ادّعاى شيعيّت مىكردند ، اما خبر درستى از مذهبشان نداشتند ؛ زيرا از ترس تعدّيات و جور حكام و عمّال ، نمىتوانستند تقيّه را از روى كار برداشته به تبع احكام مذهبشان بكوشند . مع ذلك شيعيان هم در يك مذهب نبودند . شيعيان مازندران و گيلان زيدى و آذربايجان اثناعشرى و عراقيان و خراسانيان اسماعيلى بودند . « 1 » سنّيها نيز غالبا مذهب شافعى و قدرى حنفى را پيروى كرده ، به اغواى علمايشان گاهى به جان يكديگر مىافتادند . نظر به قول صاحب دبستان مذاهب جمعى هم از هر مذاهب مجوس حتى مزدكى بودند كه خودشان را در لباس اسلام در آورده ، راه مىرفتند .
--> ( 1 ) . اظهار اين مطالب از سوى مؤلف بايد بر اساس حدس و گمان باشد . زيدى بودن بسيارى از شيعيان گيلان درست است اما اولا اين كه « غالب اهالى آن زمان آذربايجان » شيعه بوده باشند ، سخنى بر خلاف نصوص تاريخى است . به روايت منابع ، زمانى كه شاه اسماعيل بناى اعلام تشيع دوازده امامى را در تبريز گذاشت ، امراى وى ، به او هشدار داده گفتند : قربانت شويم ؛ سيصد هزار خلق كه در تبريز است ، چهار دانگ آن همه سنّىاند و از زمان حضرات تا حال ، اين خطبه را كسى بر ملا نخوانده و مىترسيم كه مردم بگويند كه ما پادشاه شيعه نمىخواهيم و نعوذ بالله اگر رعيّت مخالفت كردند ، چه تدارك درين باب توان كرد . شاه فرمودند كه مرا بدين كار بازداشتهاند و خداى عالم با حضرات ائمهء معصومين همراه منند و من از هيچكس انديشه ندارم . بتوفيق الله تعالى اگر رعيّت حرفى بگويند ، شمشير مىكشم و يك كس را زنده نمىگذارم . ( جهانگشاى خاقان ، تأليف در 948 - 955 ، به كوشش دكتر مضطر ، اسلام آباد ، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان ، 1364 ، ص 147 ) ثانيا اين اظهار نظر نيز كه « عراقيان و خراسانيان اسماعيلى » بودهاند ، درست نيست ؛ گرچه در برخى از اين نواحى ، اسماعيلى مذهب نيز بوده است . البته در ناحيه بدخشان در خراسان بزرگ ، اسماعيلى مذهب فراوان بوده است .